Images:
لبخندی مرموز داشت وقتی به پسر همسایه فکر میکرد
او مردی قوی و جذاب بود که قلبش را به تپش وا میداشت
قرار پنهانی آنها در آپارتمان بالای سرش شکل گرفت
شور و هیجان آنها را به هم نزدیکتر کرد
هر لحظه عمیق تر و داغ تر میشد
عشق ممنوعه شان در تاریکی شب شعله ور شد
زن شوهردار تسلیم خواسته های پنهانش شد
زنان متاهل نمیتوانست مقاومت کند
آتش شهوت آنها را میسوزاند
و او هر روز بیشتر به این رابطه اعتیاد پیدا میکرد
این رابطه ادامه داشت
زیر سایه دروغ
میدانست که شاید روزی فاش شود
هیجان این رابطه برایش اهمیت بیشتری داشت
تا عواقب آن
بدنش فقط او را میخواست
و او او را به اوج لذت میرساند
در تاریکی شب
این عشق ممنوعه ادامه دارد
در پس کوچه های شهوت- 1